خانه / ادبی- فرهنگی / مصاحبه با هنرمند پیشکسوت تئاتر “عبدالحکیم بهرامی”

مصاحبه با هنرمند پیشکسوت تئاتر “عبدالحکیم بهرامی”

هنرمند پیشکسوت و کارشناس تأتر استان گلستان ” عبدالحکیم بهرامی ” را می توان جزو نخستین کسانی دانست که از خطه ترکمن صحرای ایران، هنر تأتر را به صورت آکادمیک فرا گرفت و برای رسیدن به هدف خود دوری از خانواده و وطن را متحمل شد.

   استاد بهرامی دیدگاه خاصی نسبت به هنر تأتر دارد و می گوید: آنچه که در تأتر تشریح می شود خود انسان ، به واسطه انسان و برای انسان است و کامل کننده آن نیز محتوای انسانی تأتر است .

وی از استاد خود ” منوچهر آذر” به عنوان پدر تأتر کلاسیک در گنبد یاد کرده و می گوید: ایشان با حضور خود در گنبد و برگزاری کلاس های آموزشی نقش بسیار ارزنده ای در ارتقاء تأتر و پرورش استعدادهای جوان این شهرستان داشته است.

بهرامی به سال ۱۳۳۶ در گنبدکاووس متولد شده و فعالیت حرفه ای خود را در سن ۱۷ سالگی ( ۱۳۵۱) با حضور در نمایش نامه ” شب ” به کارگردانی منوچهر آذر آغاز کرده و با هنرنمایی و کارگردانی در چندین نمایشنامه موفق استانی و کشوری در حال حاضر به امر نویسندگی، کارگردانی و مترجمی خبر مشغول می باشد.

برای آشنایی با این هنرمند پیشکسوت گنبدی با وی گفت و گویی انجام دادیم.

چه عواملی باعث شد که وارد عرصه تأتر شوید ؟

– از نوجوانی عاشق سینما بودم و هروقت تو محله غیبم می زد مستقیماً در سینماها سراغم را می گرفتند، تقلید بازیگران سینما و تلویزیون اولین قدم های من به دنیای نمایش بود. قصه های پیک دانش آموز آن سال ها را به صورتی خیلی ساده تبدیل به نمایش می کردم و شب ها زیر تیر چراغ برق برای بچه های کوچه بازی می کردم.

آن سال ها بهترین مشوق من مرحوم مادرم بود. علیرغم این که سوادی نداشت از هنر و ادبیات بسیار لذت می برد. حتی روزی به تشویق وی نمایشنامه ای که به زبان ترکمنی نوشته بودم به تنهایی به رادیو گرگان برده و تک نفره اجرا کردم که و پخش هم شد.

در کلاس نهم دبیرستان آقای “منوچهر آذر ” کارشناس تأتر را که من ایشان را ” پدر تأتر کلاسیک ” در گنبد می دانم آشنا شدم و ایشان مرا راهنمایی کرد تا در کلاس های تأتر اداره فرهنگ و هنر ثبت نام نمایم. بدین ترتیب پای من به طور جدی و حرفه ای به تأتر باز شد و حاصل این کلاس ها نیز نمایشنامه ای بود نوشته “امین فقیری” به نام “شب” که در سال ۱۳۵۱ به کارگردانی “سهراب مغروری” از شاگران ” آذر” بروی صحنه رفت و من نقش کوچکی در آن ایفا کردم .

– دیدگاه شما نسبت به هنر تأتر چیست ؟

تأتر هنر تشریح انسان، با انسان، به انسان، به شکلی انسانی است. به نظرم این یک تعریف کامل از تأتر است. چیزی که در تأتر تشریح می شود انسان است و توسط انسان های بازیگر، برای تماشاچی که آن هم انسان است. محتوای نمایش هم اگر انسانی باشد کار دیگر تمام است.

تا کنون در کدام نمایش ها حضور داشتید؟

– اولین کار حرفه ایم بازی در نمایشنامه “شب” نوشته امین فقیری بود. سال بعد در نمایشنامه “سنت” نوشته “عزت ا.. نوید” به کارگردانی ” منوچهر آذر” بازی نسبتًاً ماندگاری داشتم و در سن هفده سالگی در نقش پیرمردی ۷۵-۷۰ ساله ظاهر شدم. که برای شرکت در جشنواره مشهد انتخاب شد.

سال ۱۳۵۴ سال پرکاری برایم بود. در این سال نویسندگی، کارگردانی و بازی در نمایشنامه “شهرفرنگ” را بر عهده داشتم، در نمایشنامه های “صبح طلوع می کند” نوشته ابراهیم مکی به کارگردانی مرحوم ” نورمحمد گوکلانی” و هم چنین نمایشنامه “اورال” نوشته “آی محمد آی محمدی” و به کارگردانی “منوچهر آذر” به عنوان بازیگر حضور داشتم. سال ۵۴ نمایشنامه “سیاه” نوشته “علی نصیریان” را کارگردانی کردم. سال ۱۳۵۵ نمایشنامه “قاراچوین” نوشته “آی محمد آی محمدی” به کارگردانی ” آهنگری” آخرین نمایشنامه ای بود که من قبل از انقلاب در آن حضور داشتم.

پس از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۸ برای ادامه تحصیل در رشته تأتر به ترکیه رفتم. هر چند دوران سختی از جهت مالی داشتم ولی بهرحال موفق به کسب مدرک کارشناسی تأتر از یکی از معتبرترین دانشکده های آنکارا شدم.

پس از بازگشت از ترکیه اوایل سال ۷۰ در تهران در نمایشنامه “آدم ها و آهوان” نوشته “هوشنگ اسدی” و کارگردانی “مریم معترف ” به عنوان نوازنده و خواننده ترکمن و در عین حال مشاور فولکلوریک کارگردان حضور داشتم. در سال ۷۱ در نمایشنامه “پرندگان دریایی” نوشته و کارگردانی “آی محمد آی محمدی” شرکت داشتم که ضمن بازی در این نمایش کمک کارگردان نیز بودم.

سال ۱۳۷۴ در همایش “همایش اقوام ایرانی” در فرهنگ سرای بهمن تهران مسئولیت معرفی ترکمن را بر عهده داشتم. برای این منظور نمایشنامه ای آماده کردم تحت عنوان “بندی میان شدن تا رفتن” که تجربه ای جدید بود از تلفیق درام و اطلاعات مستند. سپس همین نمایشنامه را به صورت کاملاً دراماتیک بازنویسی کرده برای جشنواره فجر آماده کردم. در این نمایش نیز هم به عنوان نویسنده، هم کارگردان و هم بازیگر حضور داشتم.

این نمایش سپس در سال ۷۵ پس از ترجمه به زبان ترکمنی از طرف صدا و سیمای مرکز گرگان برای شرکت در جشن پنجمین سال استقلال ترکمنستان به این کشور رفت که با حضور خودم در شهرهای عشق آباد و مرو اجرا شد که درآنجا نیز شدیداً مورد استقبال قرار گرفت.

آخرین نمایشی که از من روی صحنه رفت نمایش “در پناه همسایه” بود که در سال ۱۳۷۵ به کارگردانی سیروس تقی نژاد در گرگان در تالار فخرالدین اسعد گرگانی به روی صحنه رفت.

 

– در چه جشنواره هایی شرکت داشتید؟

– سال ۷۴ با نمایشنامه “بندی میان شدن تا رفتن” در چهاردهمین جشنواره تأتر فجر شرکت داشتیم، که بعد از موفقیت در جشنواره های استانی و کشوری به جشنواره فجر راه یافتیم

– در تأتر دنبال چه چیزی بودید؟

– فکر می کنم همه بازیگرها در وهله نخست به خاطر نمایش توانایی خودشان وارد این عرصه می شوند. در تأتر یک کار فکری انجام می شود. یک کار فکری زنده و رو در رو. بزرگترین ویژگی تأتر هم در همین زنده بودن و هم نفس بودن با تماشاچی است. یعنی آدم در تأتر میتونه تماشاچی رو بخنداند ، به گریه بیاندازد ، به هیجان بیارود و میتواند به تفکر وادارش کند. درواقع من در تأتر به دنبال ارتباط با تماشاچی برای هدایت آن ها به سمت خوبی ها و زیبایی ها بوده و هستم. این کار همان امر به معروف و نهی از منکراست.

– چرا در سال های اخیر از تأتر دور بودید؟

–پس از اتمام تحصیلات در ترکیه و بازگشت به وطنم بدنبال شغل مناسبی بودم ، موقعیتی پیش آمد تا به عنوان مترجم زبان ترکی استانبولی کار کنم. اکنون این کار هنوز هم که هنوز است روی پیشانی من مانده ، در حالیکه این زبان را برای آموزش تأتر یاد گرفته بودم. ولی حالا این کار منبع درآمد من شده است و علت دوری من از تأتر مسئله اداره خانواده است.

– در پایان اگر حرف خاصی دارید بیان کنید.

ما از جهت فرهنگ و ادبیات بسیار غنی هستیم. که بسیاری از اینها در دنیا هنوز ناشناخته اند. وقتی زیبایی ها در قالب نمایش یا فیلم به دنیا عرضه شود ملل مختلف دنیا، به هر زبان و آیینی که باشند خود به خود جذب این زیبایی ها میشوند. چون حس زیبایی در نهاد آدمی بودیعه گذاشته شده. خدا زیباست و زیبایی رو دوست دارد. پس باید این زیبایی ها از خاک خوردگی بیرون آمده و عرضه شوند..

– چه توصیه ای به جوانان علاقمند به تأتر دارید؟

در دنیای معاصر به تأتر بعنوان یک علم نگریسته می شود. علمی که باید کسبش کرد.مسائل انسانی در تأتر امروز، مثل یک روانشناس یا جامعه شناس توسط کارگردان و بازیگران کنکاش می شود. هر چیزی باید منطق خودش را داشته باشد، در غیر این صورت تماشاچی دیگر نمی پذیرد. از آن جایی که علم دائما ًدر حال تکامل است؛ پس بازیگر و کارگردان و حتی نویسنده نمایشنامه هم باید مرتب سطح علم و آگاهی خود را بالا ببرد. انسان وقتی علمش بیشتر باشد می تواند برای جامعه مفید باشد.پس باید آموخت و آموخت. و گرنه تماشاچی با استقبال نکردن جواب این نقصان را خواهد داد. لذا توصیه من به علاقمندان به این رشته این است که اگه واقعا این هنر را دوست دارند از طریق آکادمیک و دانشگاهی آن را دنبال کنند. بازی در چند نمایشنامه در سطح شهر به هیچوجه نمیتواند آینده هنری آنها را بسازد. اینکار پشتوانه علمی قوی میخواد و مرتب باید جوابگوی خواستهای مردم باشد. آدم هر چه بیشتر بداند ، هر چه که بیشتر ببیند چیزی که خلق میکند غنی تر و در نتیجه دارای مخاطب بیشتر خواهد بود.

گنبدکاووس – پیک گنبد- مصطفی صبوحی



تلگرام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *