خانه / ادبی- فرهنگی / مخرب و محرف تاریخ تورکمن را بهتر بشناسیم!

مخرب و محرف تاریخ تورکمن را بهتر بشناسیم!

آنکه حقیقت را نمیداند نادان است و آنکه حقیقت را میداند ولی انکار میکند تبهکار است.”

                                                                                                                       برتولت برشت

تاریخ روح یک ملت می باشد، هیچ کس حق بازی با روح و احساسات و زهرپراکنی علیه ملت خویش را ندارد. ولی در روزهای اخیر در تورکمن صحرا در راستای مشوش کردن افکار و ذهنیت جوانان تلاشهای مذبوحانه ای توسط ارازمحمد سارلی، طلبۀ سابق حوزۀ علمیه قم و مدرس فعلی دانشگاه گرگان صورت گرفته و می گیرد. از مثال های سابق که بگذریم (البته مقاله ارزشمند استاد مرحوم آشورپور را که در نقد “کتاب” وی چهرۀ سارلی را بدرستی ترسیم کرده و در ادامه خواهم آورد.) باید گفت که این افترائات و تهمت های ضدملی این وابستۀ حکومتی تنها و تنها به نفع دشمنان قسم خوردۀ ملت تورکمن می باشد.

سارلی با استفاده از رانت حکومتی و بخاطر مجیزگوئی و خدمت قلبی به نظام مجوز چاپخانه را اخذ می کند و می تواند بعنوان “استاد” دانشگاه خودنمائی کند، در صورتی که قلم بدستان و مورخان وفادار به ملت خویش مجبور به جلای وطن می شوند.  در زیر تنها به دو نمونه از  اقدامات ضدملی وی که دقیقا در راستای تحریف تاریخ تورکمن می باشد، اشاره می کنیم:

نمونۀ نخست مسئلۀ “شاه غربت” می باشد که سارلی در کنار سرکنسول قزاقستان در گرگان برای این شخصیت که تنها در روایات اسمی از وی برده شده است را بعنوان استاد مختومقلی معرفی می کند، که برای رد این ادعای کنسول، وی و اعوان انصارش (سارلی و خوجه) توسط مورخ وفادار به ملت خویش آقای گلی به مناظره دعوت شد ولی بخاطر نداشتن هیچگونه و فاکتی در تهمت پراکنی علیه شاعر ملی مان نتوانستند جوابی به آن بدهند.

نمونۀ دوم بیان برخی نقطه نظرهای بسیار مسموم کنندۀ سارلی در کانال مجازی خویش می باشد که چند نمونه آنرا در اینجا می آوریم و تحلیل آنرا به بعد از مقالۀ مرحوم آشورپور می‌گذاریم. سارلی در کانال تلگرامی‌شان خطاب به گروههای شرکت کننده نوشتند:

«در جنگ گوگ دپه، تکه های داخل تله قلعه افتادند. قلعه ساختند تا قتل عام شوند. تا وقتی قاچا اوروش می کردند، پیروز میدان بودند اما یکی این نقشه را جا انداخت …و قتل عام شدند.روس ها با کمک شتران یموتهای سواحل دریای خزر به کانون مقاومت رسیدند و از نخورها، جهت تامین آذوقه کمک گرفتند به اشاره آللهیارخان حاکم بجنورد  (درستش شجاع الدوله است. آ.گلی)

متاسفانه، هنوزم نگاه ما جامه ی کلیت قوم ترکمن را ندارد، هنوزم طایفه‌ای  فکر می‌کنیم و بدان عمل می‌نماییم. مثلا در بین گوکلان‌های عزیز، مشاهده کرده ام که لفظ  یموت را به عنوان ناسزا بکار می برند. بعد می بینم در طول تاریخ از طرف برخی متمولین و سران یموت نسبت به گوکلان ها، رفتار درستی صورت نگرفته.

در دوره مختومقلی گوکلان ها در شرق گنبد زمین داشتند. حتی خاندان مختومقلی مستندا اراضی در نواحی حاجی قوشان داشتند که به زور از انان گرفته شده و مرحوم آتا ایشان از طریق دادگاه پیگیر بودند ولی با وفات ایشان متوقف شد.

بعدها در دوره معاصر در کشتان وحشیانه ی گوکلان ها توسط جان محمد خان(۱۳۰۴آبانماه)، یموت های همسایه به کمک شان نیامدند. گذاشتند تا روستا به روستای گوکلان ها به آتش کشیده شود.

همچنین است وقتی در ایران مجلس مشروطه پا گرفت قرار شد یکبار از یموت بار دیگر از گوکلان نماینده به مجلس برود، آدینه محمدخان جعفربای یموت رفت، اما تالی تلو آن به گوکلان مجال داده نشد. نه قاجار بلکه در زمان پهلوی اول و دوم هم فرصت به گوکلان داده نشد بلکه نماینده بجنورد می آمد و احوالی از انان می پرسید و می رفت. تا اینکه انقلاب اسلامی شد آقایان یغمور قلی زاده و سعیدی و رجبی به مجلس رفتند.

اینها فاکت های تاریخی است برای نقد و ارزیابی خودمان . یعنی می خواهم بگویم ما به خودمان رحم نکردیم هیچوقت، به توصیه مختومقلی هم عمل نکردیم که گفت:” بیر دولته قوللوق ادسگ باشیمیز”

چرا،چون نگاه طایفه ای برتاروپود ما حاکم بود و تقریبا هنوزم آثارش وجود دارد. هرگز راهبرد ملی نداشته ایم.ازماست که برماست»

بند بند هریک از نکاتی را که در بالا به نقل از وی آوردیم، برای مسموم کردن اذهان جوانان و مشتاقان تاریخ تورکمن کافی است و ما در تحلیل و آنالیز آنها با آوردن فاکت به بیان درستی آن وقایع از دیدگاه و منظر ملی، سعی می کنیم اثر این سم و زهر را از اذهان بزدایئم.

و اما پیش از همه رشتۀ کلام را به استاد علم و ادب، مختومقلی شناس برجسته مرحوم آشورپور واگذار می کنیم. این مقالۀ ایشان در روزنامه هفتگی “ادبیات و سونغات- ۱۹۸۸” بچاپ رسید و سپس ترجمۀ فارسی آن در نشریۀ “ترکمنستان ایران-۱۳۶۶/۱۹۸۸” با عنوان “کتابی که حقیقت را تحریف می کند” منتشر گردید. قبل از هرچیز باید اضافه کرد که سارلی در این “کتابش”- “ترکستان در تاریخ” بجای نگرش عمومی به ترکان ترکستان-اؤزبکها، تورکمنها، قیرقیزها، فقط و فقط به بخارا و تاجیکان نظر می اندازد و نام بخارا را با ترکستان یکی می بیند. سیاستی که جمهوری اسلامی ادعای پیوستن بخارا و سمرقند به پیکرۀ خویش دائما را در ذهن خویش می پروراند ولی تاجیکان سنی مذهب دست رد به این سیاست تهران اسلامی زده و می زنند.

متن زیر ترجمه به اختصار مقالۀ انتقادی از هفته نامۀ “ادبیات و سونغات” چاپ آشغابات، بقلم ادیب گرانقدر؛ کاندیدای علوم در ادبیات و زبان، آشورپورمردف (نورمحمدعاشورپور) در رابطه با کتاب “ترکستان در تاریخ” می باشد.

      امروزه ایدئولوگهای ارتجاعی جهت جلوگیری از رشد و بالندگی راستین و بویژه ایجاد سد در مقابل تأثیرات روز افزون انسانگرایانه و هومانیستی به شیوه های گوناگونی روی می آورند، یکی از این شیوه ها بهره گیری از برخی قلم بدستان اقلیتهای ملی در جهت خدمت به منافع ایدئولوژیک خود می باشد. گواه بارز این امر سیاستی است که رژیم ارتجاعی – مذهبی کنونی ایران در پیش گرفته است. این رژیم جهت مقابله با سازمانها و تشکلهای مترقی تورکمنهای ایران و در وهلۀ نخست “کانون فرهنگی – سیاسی خلق تورکمن”، تلاش میکند تا عناصر سست عنصری از میان همان خلق را بعنوان کادر تربیت نماید.

 کتاب ” ترکستان در تاریخ” را که چندی پیش، از سوی یکی از مراکز مهم انتشاراتی ایران بنام “انتشارات امیرکبیر” منتشر گردیده، میتوان بعنوان یکی از اینگونه فاکتها نمونه آورد. این کتاب توجۀ خوانندگان بویژه ادبا و مورخین را بخود جلب کرد. نویسنده کتاب مذکور جوانی است تورکمن بنام آراز محمد سارلی، که پس از اتمام دورۀ دبیرستان اکنون طلبۀ یکی از حوزه های علمیه شهر قم میباشد. بعلاو این کتاب نخستین تألیف مؤلف بوده، در آن به مسایل عدیده ای در عرصه های اجتماعی-سیاسی و اقتصادی پرداخته میشود. در این اثر از منابع فارسی، عربی و همچنین آثار علمی سیاحان اروپایی که بزبان فارسی ترجمه گردیده اند استفاده شده است. در برخی موارد به اشعار مختومقلی بمثابۀ منبع تاریخی و ندرتا نیز به برخی آثار درجه دوم نویسندگان شوروی استناد میگردد. عنوان کامل کتاب “ترکستان در تاریخ و بررسی وضع ترکستان در نیمه دوم قرن نوزدهم” است. این کتاب دارای یک مقدمه و سه بخش بوده، هر بخش نیز چند فصل را دربر می گیرد.

“ترکستان در تاریخ” … به انضمام فهرست آثاری که از آنها استفاده شده شامل ۱۹۲صفحه است و در آن اساسا سخن از بخارا و امیر بخارا میرود.

در بخش نخست، بخارا بعنوان مرکز اسلام تصویر گردیده، در رابطه با تاریخ گذشتۀ آن و حکومتهایی که در آنجا استقرار یافته و نیز نحوۀ ورود آن به ترکیب روسیه و استتقرار حکومت شوروی در آنجا در اکثر موارد اطلاعات قلب شده و ساختگی ارائه میگردد. بخش، دوم به مسائل فرهنگی و اقتصادی اختصاص یافته است. در این بخش پیرامون جمعیت بخارا ، خلقهای ساکن آن، کشاورزی، صنعت، تجارت، بازار و بازاریان، برده‌داری و علل آن و مؤسسات اجتماعی سخن رفته است. در یکی از فصول این بخش در رابطه با مدارس خصوصی، مساجد و آثار تاریخی، هنر، خوانندگان، نقالان، علما اطباء و طبابت نیز توضیحاتی داده شده است. کتاب به تصاویر متعددی مزین گشته است. این تصاویر از کتابهای مختلف تاریخی گرفته شده در فصل دیگر نیز به تشکیلات حکومتی و بویژه موقعیت اجتماعی و سیاسی امیر بخارا ، زندگی خصوصی وی، نیروهای نظامی و انتظامی بخارا و غیره پرداخته میشود. آخرین فصل کتاب سقوط بخارا  نامیده شده و در آن سیاستهایی که از طرف انگلستان، ترکیه، ایران و روسیه در رابطه با ترکستان اعمال گردیده است مورد بررسی قرار می گیرد. مؤلف این تصور را دوران سیاه ترکستان نامیده و وقایع چندی را که سبب آن بوده است بر می شمارد.

   هر چند مؤلف از شش اثر بعنوان کتاب‌های مرجع نام می‌برد لیکن اغلب صفحات کتاب مستقیما از کتاب سیاح و عالم مجارستانی آ. وامبری بنام “سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه” گرفته شده است. علیرغم اینکه مؤلف در بسیاری موارد از کتاب فوق استفاده کرده است، لذا در خیلی جاها نامی از منبع نمی برد. جملاتی نیز که ظاهرا از کتاب مذکور نقل میشود، در صفحات ارجاعی نویسنده یاد نمیشود. در حقیقت این امر چیزی جز یک نوع تحریف علمی نمی باشد.

ضمنا مؤلف [سارلی] در موارد زیادی در افشاء سیاستهای ارتجاعی استیلاگران ایران، شیوۀ اغماض و سرپوش در پیش میگیرد. او حتی آنگاه که توضیحاتی پیرامون بیت زیر از شعر”ریگان ایله‌دی مختومقلی ارائه میدهد، از ذکر کلمۀ “قزلباش” طفره میرود:

غاپنللئقدا دوشمان آلدی داشمئز،         دارغاندی هریانا دنگی-دوشومئز،

بأش ئیلدا بیر کیتاب ادن ایشیمیز،          قزل باشلار آلئپ، ریگان ایله‌دی.”

  سارلی همچنین میکوشد کلمۀ “دوشمان”/ دشمن را به مفهوم “آلامانچی” (غارتگر) تعبیر نماید، آنهم به اردوی قزلباشها (که منظور مختومقلی می باشد، از مترجم) بلکه گویا منظور ترکستانی های مرز نشین است (صفحه ۸۲) و این خود چیزی جز تحریف آشکار فاکتها و وارونه نشان دادن ایده‌های اصیل شاعر بزرگ نبوده و با اصول بررسی علمی و واقع بینانه بیگانه است.

  هر چند کتاب به بررسی وضعیت ترکستان در نیمۀ دوم قرن ۱۹ میلادی و بویژه اوضاع سیاسی-اجتماعی بخارا اختصاص داده شده است، اما هدف اصلی آن کوشش در جهت تخطئه و نفی دستاورد های بزرگ و کسب استقلال خلقهای آسیای میانه و در وهلۀ نخست خلق تورکمن و ایجاد جمهوری تورکمنستان با توسل جستن به هر نوع نیرنگی چون غلام حلقه به گوش حاکمیت ارتجاعی (ایران) عمل میکند.

بر اساس آنچه که در بالا آمد، “کتاب” «تورکمنستان در تاریخ» سارلی را هرگز نمیتوان اثری مستقل و اصولی ارزیابی کرده که بر اساس برخورد واقع گرایانه به قصد بررسی مسایل مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نوشته شده باشد. ترکستان در تاریخ … اثری است که با اهداف خاص سیاسی که با منافع گروههای ارتجاعی- مذهبی حاکمیت کنونی ایران عجین گشته و به رشته تحریر در آمده است. ضمنا این امر نشانگر آنست که چگونه حکام مرتجع، روشنفکران ساده دل و جوان اقلیتهای ملی را بند بهره گیری در جهت منافع سیاسی و ایدئولوژیک، خود بدام می اندازند. خوانندگان این واقعیت را حتما باید مد نظر داشته باشند. دست اندر کاران و فعالین در عرصه سیاسی نیز باید با افشاء پیگیر اینگونه افترا زنیها و دروغ پردازیها جواب دندان شکنی به آن بدهند.

                                                                                                                          فیلولوگیا عئلئملارئنگ کاندیداتی،

                                                                                                                         عئلئم دا و تخنیکادا آد قازانان عالئم

                                                                                                                                             آشورپور مردوف

   منبع: ” ادبیات و سونغات قازیتی” ۱۸ مارت. ۱۹۸۸. آشغابات

 

در ادامه نظرات بغایت ارتجاعی و ضدملی سارلی را که در واقع بیانگر آشکار نیأت شوم ج. اسلامی می باشد را به نقد و آنالیز می کشیم.

 

 

 

 

 



تلگرام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *