خانه / بیانیه ها / بخش دوم: بازی ک. گ.ب تورکمنستان با کارت سوخته خود!

بخش دوم: بازی ک. گ.ب تورکمنستان با کارت سوخته خود!

سیاست کانون و اصولاً تمامی تورکمن های ایران در قبال جمهوری تورکمنستان که از ۳۳ سال قبل از زمان جدایی آن از “احزاب برادر” حزب کمونیست شوروی تا به امروز در برنامه آن بدون تغییر و ثابت مانده است، سیاست “اتحاد و انتقاد” در قبال آن جمهوری می باشد. سیاستی که مبتنی بر اتحاد با بیش از نیمی از ملت تورکمن در آن سوی مرزهای قراردادی و انتقاد از سیاست‌های غیرعقلانی و ضد ملی حاکم و افشای استبداد و خودکامگی در آن است که هیچ رابطه‌ای با تلاش غیرقانونی شهروند کشوری دیگر برای سرنگونی حاکمیت دیگر کشورها از نظر حقوق بین‌الملل، همانند اقدام این فرد با تابعیت کشوری دیگر از تورکمنصحرا ندارد.

از دغدغه‌های امنیتی جمهوری تورکمنستان چه قبل و چه بعد از اعلام استقلال همیشه ترس از نزدیکی و همکاری پناهندگان سیاسی سابق از تورکمن صحرا باین جمهوری با مخالفین استبداد حاکم بر آن بوده است در دغدغه ای که آنها حتی در مقاطعی به همکاری با مقامات امنیتی رژیم جمهوری اسلامی علیه آنان کشانیده است، زیرا این پناهندگان سیاسی عمده‌ترین متشکل در سازمان تحقیق در سازمانی تحت عنوان کانون فرهنگی سیاسی تورکمنهای ایران در سال ۱۹۸۷ از “احزاب برادر” مورد پذیرش حزب کمونیست شوروی را جدا ساخته به عنوان نیروی ملی به عنوان نیروی ملی گرا و دموکراتیک، از تجربه ای طولانی در سازماندهی و رهبری جنبش ملی- دمکراتیک و از سابقه مبارزه ای خونین با یکی از مستبدترین رژیم های معاصر جهان، یعنی با رژیم اسلامی ایران برخوردار بودند. تجربه و دانشی که انتقال آن به مخالفین استبداد جدید در تورکمنستانی که آنها فاقد آن بوده اند برای معماران خودکامگی در این جمهوری خطر بالقوه ای بشمار می رفت و می رود.

مقامات امنیتی این جمهوری این هراس همیشگی خود را با آغاز واکنش اعتراضی مهاجرین تورکمن از این جمهوری در خارج از آن از وضعیت بی حقوقی خود بعینه نشان دادند. برای آنها حضور یکی از تورکمن های ایران از کشور کانادا در صف مخالفان رئیس جمهوری کافی بود تا کل تورکمن های ایران را توسط یکی از مهره‌های فاسد و تاریخ مصرف گذشته خود بنام “ساپار اقلیموف” مورد اتهام و حمله قرار بدهند. درحالیکه فرد مورد نظر آنها که خود را رهبر گروه خود و لیدر جنبش تورکمن ها در این جمهوری و خارج از آن معرفی می‌کند، هیچگونه رابطه ای نه با کانون فرهنگی- سیاسی تورکمن های ایران و نه با جنبش تورکمن ها علیه رژیم دینی ایران دارند. سکوت و عدم واکنش این فرد در برابر هتاک و یاوه گوی‌ ک.گ.ب تورکمنستان علیه تورکمن های ایران در کنفرانس ویدیویی مشترکی که با وی داشته و حتی اصرار او به پذیرفتن نقش رهبری خود و تمامی مخالفین دیکتاتوری حاکم بر تورکمنستان توسط این فرد معلوم الحال، خود گویای آن بوده است!

از طرف دیگر، سیاست کانون و اصولاً تمامی تورکمن های ایران در قبال جمهوری تورکمنستان که از ۳۳ سال قبل از زمان جدایی آن از “احزاب برادر” حزب کمونیست شوروی تا به امروز در برنامه آن بدون تغییر و ثابت مانده است، سیاست “اتحاد و انتقاد” در قبال آن جمهوری می باشد. سیاستی که مبتنی بر اتحاد با بیش از نیمی از ملت تورکمن در آن سوی مرزهای قراردادی و انتقاد از سیاست‌های غیرعقلانی و ضد ملی حاکم و افشای استبداد و خودکامگی در آن است که هیچ رابطه‌ای با تلاش غیرقانونی شهروند کشوری دیگر برای سرنگونی حاکمیت دیگر کشورها از نظر حقوق بین‌الملل، همانند اقدام این فرد با تابعیت کشوری دیگر از تورکمنصحرا ندارد.

ماموریت ارگانی فاسد برای فردی فاسد تر از خود!

سازمان های امنیتی کشورهای استبدادی که خود را فراقانونی و غیر پاسخگو در برابر هیچ نهاد و ارگانی به غیر از فرمانروای خودخودکامه حاکم نمی‌دانند، خود را مجاز به توسل به هر وسیله‌ای کثیف از همکاری با باندهای تبهکار تا قاچاقچیان مواد مخدر، گروه‌های سازمان‌یافته تروریستی تا فاسدترین و شرورترین افراد، جهت عملی ساختن اهداف ضد انسانی و ضد دموکراتیک خود می‌دانند. توسل سازمان امنیت جمهوری تورکمنستان به یکی از فاسد ترین افراد ممکن در تاریخ بعد از استقلال آن جمهوری به نام “ساپار اقلیموف” علیه پناهندگان سیاسی تورکمن از ایران به عنوان قربانیان سابق خود در قبل به بعد از استقلال جمهوری و بعنوان دشمنان متحد امنیتی خود، یعنی وزارت امنیت جمهوری اسلامی نیز در همین مقوله می گنجد!

“ساپار اقلیموف” که تا همین اواخر به دلیل بی حیثیتی خود در گذشته و بدنامی در میان پناهندگان سیاسی از جمهوری تورکمنستان کاملاً در ایزوله و در حاشیه بسر می‌برد، هیچکا فردی سیاسی به شمار نمی‌رفت. اما با آغاز اعتراضات مهاجرین تورکمنستان در خارج از آن با معرفی خود به عنوان “رفرمیست” و صاحب نظر اقتصادی و جامعه شناسی بی نظیر با توان رهبری بالا، جهت فریب معترضین نسل جوانی که شاهد خیانت‌های در گذشته نبوده اند، به میدان آورده شده است. چند نفر نقاب دار یا بورقه پوشانی به نام های مستعار “تورکمن اوغلی”و “کمینه” و غیره را نیز بعنوان حواریون وی در فضای مجازی در خدمت وی گماشته اند، تا از پشت نقاب دروغ‌ها و توهین‌ها وی به دیگران را تایید بکنند.! تأسف بارتر از همه پیوستن فردی به نام “حالمیرات سویونف” به این جمع سربندی شده مشکوک است که اگر وی زمانی با “بگمأممت گلدی مأممدوف (بگجیک) از جبل نبیت داغ که در بحبوحه فروپاشی شوروی با مخالفت سرسختانه با استبداد جدید به “یلتسین تورکمنستان” معروف شده و زمانی دیگر با مرحوم “عبدی قولییف”رهبر اپوزیسیون این جمهوری همکاری می‌کرد، امروزه با دشمنان آنها و با بنیانگذاران خانیسم در تورکمنستان یعنی “ساپار اقلیموف”ها همراه و به نوکر مطیع تبدیل شده است! تن در دادن این فرد به سقوط تا قعر بدنامی را در بهترین حالت می‌توان با عدم استقلال شخصیتی و عدم ثبات فکری او توضیح داد و در بدترین حالت بمعنای ارسال سیگنال به دیکتاتورحاکم بر تورکمنستان مبنی بر تمایل وی به همکاری علیه ملت خود تعبیر کرد!

اما، به ماموریتی که از میان گفتار و کردار “اقلیموف” بعنوان نمک خوابانده شده نیروهای امنیتی تورکمنستان پیداست، اهدافی چندگانه را در برمی‌گیرد. اول، انحراف واکنش‌های اعتراضی جوانان مهاجر تورکمن و دلسرد ساختن آنها از مبارزه با دیکتاتور حاکم بر تورکمنستان و تقویت ترس روانی از ارگان‌های امنیتی آن در خارج و در داخل. دوم، تماس و ایجاد رابطه با مجامع حقوق بشری به عنوان نماینده اپوزیسیون تورکمنستان جهت کانالیزه کردن اقدامات آنها به مجرای دولتی برای ممانعت از طرح نقض آشکار حقوق بشر در این جمهوری در مجامع بین‌المللی و مهمتر از همه از همکاری و پیوند مبارزین پرتجربه تورکمنصحرا با جنبش اعتراضی مهاجران در خارج از تورکمنستان، حتی با نسبت دادن تمامی آنها به اربابان بدنام و حافظان حاکمیت فردی دیکتاتور حاکم بر این جمهوری یعنی ک.گ.ب، بدون نیاز به ارائه هیچگونه سند و دلیل و مدرک! زیرا، اگر ارگان امنیتی جمهوری تورکمنستان مدارکی دال بر وابستگی تورکمنهای پناهنده ایرانی به خود جهت افشا در اختیار این مزدور خود بگذارد، مسلما تمامی آن مربوط به نفوذی های خود آن در میان این پناهندگان و بر علیه خود آن خواهد بود. هیچ ارگان امنیتی نیز هیچگاه نمی تواند خبرچین های خود را بسوزاند که در این صورت این عمل چیزی نخواهد بود به جز شلیک به پای خود!

 اما، یاوه گویی های توهین آمیز “ساپار اقلیموف” و همکاران امنیتی آشکار و پنهان در مورد تورکمن های ایران آنقدر مسخره است که حتی مرغ پخته را نیز به خنده وامی دارد. مثلاً آنها به قول خود افشا کردند که کسانی که از ایران به شوروی سابق پناهنده شده و یا از آن خارج شده بودند تماما تحت کنترل و سازماندهی خود ک.گ.ب بوده که تعداد آنها نیز نه یک نفر کمتر یا بیشتر بلکه بالغ بر “یازده هزار نفر” می‌گردید! یعنی ایران فاقد دولت و جولانگاه سازمان امنیت تورکمنستانی بود که می‌توانست در آن هزاران نفر را آموزش و سازماندهی کرده و با بصف کردن آنها این جماعت عظیم را اول به تورکمنستان آورده و بعد با عبور دادن یک جای آنها به اروپا به خدمت خود و حتی “سازمان امنیت روسیه” دربیاورد! بدون آنکه بغیر از “ساپار اقلیموف” و نوکران و سازمانهای امنیتی غرب در دوران جنگ سرد به آن پی برده باشند. در حالی که در آن دوره تعداد پناهندگان سیاسی پناهنده شده به خاک شوروی سابق به ۱۰۰ نفر نیز نمی‌رسید. بنابراین، این هزیان گویی‌های افرادی روانپریش حتی ارزش نقد و جوابگوئی را نیز نداشته و ما تنها اشاره ای مختصر به کارنامه ننگین “ساپار اقلیموف” در گذشته می‌کنیم تا ماهیت واقعی این فرد به “رفرمیست” حتاک برای نسل جوانی که خود شاهد آن نبوده اند آشکار و به دلیل مفتخر شدن وی به لقب “ایل اوغروسی” از طرف مردم تورکمنستان پی ببرند!

نظام غنائم و “ایل اوغروسی”!

با فروپاشی نظام شوروی، هئیت حاکمه سابق در تورکمنستان بدون هیچگونه تغییر در ترکیب و در سیاست اقتصادی- اجتماعی دوران شوروی در قدرت باقی ماند. با رها شدن آنها از کنترل دولت مرکزی مسکو، با درک وراثت تمامی اموال منقول و غیر منقول بر جای مانده از شوروی و با غصب استقلال بدست آمده که تا آخرین لحظه نیز با آن مخالفت ورزیده بودند به گونه‌ای به جان آن جمهوری افتادند که شاید هیچ دشمن خارجی اشغالگر نیز تا آن درجه از حرص و آز آن گونه آن را غارت نمی کرد و  این سرنگون شوندگان در شوروی، اما تحت نام سرنگون کنندگان در تورکمنستان جهت هموار ساختن راه غارت این جمهوری در وهله اول دست به پاکسازی وسیع مسئولین و متخصصین و مخالفین خود از بدنه دولت زدند. در مرحله بعدی آنها با تبدیل روحیه ضد وابستگی به روسیه در میان مردم به سیاست ضد شهروندان روس زبان تورکمنستان با اخراج گروهی آنها از پست‌های مدیریتی، بجای آنها وابستگان فامیلی، کارهای غیر متخصص و فاقد تجربه و سواد کافی و از لحاظ شخصیتی مطیع و چاپلوس را جایگزین ساختند. جایگزین شدگان نیز خود واقف بودند که موقعیت جدید آن‌ها نه بر اساس شایستگی بلکه امتیازی موقتی توسط خودکامه ای که بهیچ قانونی مقید نبوده و هر لحظه امکان بازپس‌گیری آن نیز وجود خواهد داشت. بنابراین دستیابی به موقعیت ممتاز حکومتی و دولتی در این جمهوری نه به وسیله ای برای تامین اهداف مشترک اجتماعی و ملی بلکه به فرصتی جهت کسب هرچه سریعتر منافع مادی از هر طریق ممکن و به مصرف رساندن هرچه سریع تر آن تا زمانی که توسط رقیبی پرقدرت تر و یا شخص فرمانروا بازپس گرفته یا مصادره نشده است، تبدیل گردید. به این ترتیب از همان ابتدا سیستمی جایگزین نظام سوسیالیستی به عنوان زاده گوهر حاکمیت خودکامگی فردی در تورکمنستان گردید که در منطق جامعه شناسی به آن “نظام غنائم” می گویند!

یکی از افراد نو رسیده و در حاشیه مانده جامعه که با کمک خانواده امنیتی خود و مسلما با تایید کامل سرسپردگی به ک.گ.ب که دستیابی به پست معاونت وزارتخانه‌ای بدون آن ممکن نیست، “ساپار اقلیموف” بود که توانست از مقامی دون پایه از خبرچینی علیه همکاران خود در ادارات مختلف به دایره مرکزی “نظام غنائم” سفله پرور استبدادی به عنوان معاون وزارت کشاورزی برسد. وی از همان ابتدا در میان همقطاران و کارمندان این وزارتخانه به علت کم سوادی و حماقت، حرص و آز غیر عادی در غارت به سوژه‌ای برای طنز و شوخی تبدیل گردیده بود!

اگر زمانی کشاورزی و دامپروری دامپروری این جمهوری با اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده مرکزی توسط مسکو  اداره می گردید، الیگارشی شکل گرفته جدید به دنبال استقلال، ناتوان از یافتن جایگزینی برای آن بدون توقف تولید و حتی ناتوان از ادامه همان سیاست برنامه‌ریزی‌شده مرکزی چرخه تولید را از هم پاشانیدند. در حالیکه در دوران شوروی، وزارت کشاورزی این جمهوری حین تأمین بسیاری از نیازهای داخلی به مواد کشاورزی و لبنیاتی خود آن، وظیفه صدور مواد خام کشاورزی به مسکو با نازلترین قیمت (مثلا پنبه محلوج کیلویی ۱۰ کوپک!) را نیز به دوش می کشید!

آنها با افلاس اقتصاد کشاورزی و با تمامی منابع غارتی از یاقیمانده محصولات تولیدی سال‌های اولیه استقلال، دست به چپاول تمامی ماشین‌آلات و دستگاه‌های کشاورزی مکانیزه شده تورکمنستان که در نوع خود در آن دوره قابل مقایسه نسبت به کشورهای همسایه و حتی در خاورمیانه نبود، تحت پوشش تجارت فروش آهن قراضه زدند. در آن سالها میلیونها تن دستگاههای کشاورزی اوراق شده و قبل از تامین جایگزینی با دستگاه های جدید، سر از کارخانه های ذوب فلز ایران و پاکستان در آوردند! اسکلت بندی فلزی تمامی مرغداری های بزرگ دولتی در کنار هر شهر و گرمخانه های تولید صیفی جات بعد از غارت به عنوان آهن قراضه به فروش رسیدند و از آن همه مراکز تولیدی بزرگ تنها ویرانه ای برجای گذاشتند. در دوران شوروی قانونی بود که مطابق آن در کنار هر شهر و یا منطقه آذوقه و تمامی وسایل مورد نیاز سه ساله ساکنان آنها جهت استفاده در شرایط بحرانی ذخیره و بعد از انقضای مدت آن تمامی آنها تعویض و با کالاهای جدید جایگزین می شدند. اما، در “نظام غنائم” جمهوری تورکمنستان نه تنها به این قانون خاتمه داده شد بلکه بعد از غارت و به فروش رسانیدن ذخایر آنها حتی انبارهای آنها نیز تخریب و آهن آلات ساختمانی آنها نیز به فروش رسیدند!

یکی دیگر از بزرگترین خیانت و جنایت الیگارشی “نظام غنائم” که به وزارتخانه تحت ریاست “ساپار اقلیموف” نیز مستقیما مربوط می گردید، فروپاشی سیستم لایروبی و نگهداری بزرگترین کانال آبی دست ساز بشریت در جهان یعنی “کانال قاراقوم” بود که در نتیجه آن نیمی از عرض سرتاسر این کانال هزار و یکصد کیلومتری به خشکی تبدیل و به چراگاه حیوانات حتی در مجاورت پایتخت مبدل گردید. آنها از همان ابتدا طرح بزرگ اواخر دوره شوروی مبنی بر ایجاد دریاچه عظیم مصنوعی در مدخل ورودی آمودریا به تورکمنستان جهت ته‌نشین ساختن رسوبات آن را ملغی و دستگاههای لایروبی سرتاسری را به آهن قراضه و به فروش رسانیده و انسان و حیوان را با کم آبی شدید مواجه ساختند که تا به امروز این شاهراه آبی حیاتی به وضعیت سابق خود بازنگشته است.

 با اتمام منابع غارتی و فروپاشی اقتصادی کشاورزی، سردمداران “نظام غنائم” به جان دامپروری افتادند. اگر به دور از چشم مردم هر شب ۸ تا ۱۰ کامیون یخچالی گوشت گوسفند را تنها از مرز باجگیران به ایران قاچاق می‌کردند، در بیابان‌های این جمهوری هزاران دام به علت از کار افتادگی دستگاه های پمپاژ  آب چاه‌ها از تشنگی تلف می شدند. در آن سالها تنها در یک مورد در استان بالقان لاشه ۳۴ هزار گوسفند نژاد “قاراکؤل” که از بی‌آبی تلف شده بودند شمارش شده بود. روستاهایی که روشنایی و انرژی مورد نیاز خود را توسط ترانسفورماتورها تأمین می‌کردند بعلت از کار افتادگی و تبدیل آنها به آهن قراضه جهت فروش، در دل قاراقوم در تاریکی مطلق فرو رفته و مراکز درمانی، کتابخانه ها و کلوبها که یادگار دوران شوروی بودند تماما برچیده شدند. فاجعه توقف تمامی اقدامات عمرانی و بیکاری گسترده و محرومیت آنها از خدمات بهداشتی و رفاهی، روستاییان را مجبور به کوچ اجباری گسترده به شهرها به ویژه به مراکز این جمهوری ساخت.

چپاول و غارت و نابودی تمامی دستاوردهای گذشته چندین نسل توسط الیگارشی “نظام غنائم” به نتیجه محتوم خود یعنی به بروز قحطی منجر گردید. از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ مردم روستاها برای تهیه آرد و سائر مایحتاج عمومیبه شهرها هجوم آورده و به ناآرامی های اجتماعی منجر گردید. تا حائیکه در آن سالها نیم میلیون از جمعیت این جمهوری چه متخصصین روس زبان و چه تورکمن به روسیه مهاجرت کردند. یعنی اولین فروپاشی جمعیتی این جمهوری از بالاترین رده تحصیل‌کردگان و متخصصان و کادر های با ارزش آن توسط الیگارشی غارتگری که “ساپار اقلیموف” در بالاترین رده آن قرار گرفته بود صورت پذیرفت.

 بالاخره با تحکیم حاکمیت خودکامه فردی نیازف، وی تصمیم گرفت که دیگر به کسی به غیر از خود اجازه دزدی و غارت، تحت پوشش مبارزه با فساد و اختلاس را ندهد. وی با تأسیس نهاد خصوصی به نام “پرزیدنت فوندی” دستور به انتقال اموال باقی مانده در وزارت کشاورزی و دامپروری همچون اموال دیگر وزارتخانه‌ها به آن نهاد داد. اما، حداقل در زمان انتقال “یاشیل قوشاق” یا کمربند سبز از وزارت کشاورزی به این نهاد با ۲۵ میلیون اصله در اطراف پایتخت معلوم گردید که از هر چهار درخت یک عدد آن اصلاً وجود خارجی نداشته و ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار اصله کمتر از آمار ارائه شده بوده است! درختچه هایی که قیمت اصلی آنها از یک دلار تجاوز نمی کرد با فاکتور ۵ تا ۸ دلار از باغبانی بنام “یعقوب” بعدها شرکتی به همان نام از خراسان ایران خریداری شده بودند. مسئول خرید نیز وزیر کشاورزی وقت “پاییزگلدی” و معاون دزد او “ساپار اقلیموف” بود. اما در “نظام غنائم” معجزه گر اصلی رشوه  است و این امر نیز با توسل با آن حل و فصل گردید!

اما، سران این “نظام غنائم” که از سر سپرده ترین افراد به رأس قدرت استبدادی بودند بر فراز این فاجعه ملی خود آفریده که در فوق تنها به جزئی از آن اشاره شد، قصرها ساختند و اموال انباشته شده خود را به رخ مردم کشانیدند و بر سر پرتر ساختن حساب های ارزی خود در قبرس و جمهوری‌های بالتیک و غیره به رقابت ها پرداختند. باز یکی از نمونه‌های این تورکمن خوارها “ساپار اقلیموف”بود که در مرکز عشق‌آباد خانه غیر معمول حداقل با نصب ۶۴ کولر بر آن ساخته و بیش از نیمی از راسته جاده کمربندی “بدو” را که تنها مرکز فروش مصالح ساختمانی در این جمهوری بود به تملک فامیلی خود درآورد. ولی وی در غارت ملی به هیچ چیز قانع نبوده و اشتهایی چون چاه ویل داشت، بنابه اخبار درز یافته از درون حکومت در آن دوره وی با تعویض میلیاردها روبل قدیمی روسیه به پول جدید آن همراه که همراه با نیم میلیون دلار جهت خرید محصولات کشاورزی توسط وزارت کشاورزی تورکمنستان از مسکو به وی سپرده شده بود، به ترکیه می گریزد! در ترکیه توسط پلیس اینترپل به عنوان مجرم بین المللی دستگیر اما با تلاش وکلای زبده ای که در ترکیه با بخشی از پول‌های دزدیده شد دزدیده شده خود به خدمت در آورده بود به عنوان پناهنده سیاسی سر از کشور سوئد در می‌آورد. لذا، فرار وی به عنوان یکی از سردمداران “نظام غنایم” از تورکمنستان و مصادره اموال و خانه کاروانسرا مانند وی که از فرط بزرگی به سفارتخانه جمهوری آذربایجان تبدیل گردید نه تنها هیچ هم دردی و تأسفی در جامعه بوجود نیاورد بلکه مردم به وی لقب “ایل اوغروسی” را نیز که در میان تورکمنها به بیشرم ترین دزدها اطلاق می‌گردد، دادند. اصولاً در این جمهوری بخش اعظم ثروت و اموالی که توسط مقامات دولتی اندوخته می‌شود، حاصل “غارت” مردم بوده و ضبط و مصادره آنها توسط دولت از نظر مردم تجاوز به حقوق کسی محسوب نمی گردد!

“ایل اوغروسی” در خارج از کشور سعی وافری در تغییر ماهیت خود از پادویی استبداد و از مجرمی بین المللی به شخصیتی دموکرات و طرفدار حقوق بشر کرده و برای راهیابی به درون نیروهای مخالف از تورکمنستان تلاشها کرد. اما، گذشته وی سیاه تر از آن بود که کسی ظاهرسازی ها وی را جدی گرفته و به مهره سوخته استبداد اعتماد بکند. لذا، وی باز به برادران خود در تورکمنستان که زمانی وی را از هیچ به بالاترین مقام در “نظام غنائم” رسانیده بودند، از آنها برای بازگشت به قدرت با تغییر خود کامه وقت به خود کامه جدید روی آورد. بنا به ترغیب “اقلیموف” بود که دو برادر وی در تورکمنستان در اقدام وزیر امور خارجه سابق این جمهوری “بوریس شیخ مرادوف” علیه نیازف مشارکت کردند. اما آنها قبل از هر اقدامی در چنگ ک.گ.ب روسیه و بالطبع تورکمنستان بودند و با توطئه ساختگی “ترور نافرجام” به جان نیازوف تمامی آنها دستگیر و به سرنوشتی نامعلوم در شکنجه گاههای نیازوف دچار شدند. ولی، زمانی که مخالفین نیازف در خارج از آن جمهوری با کمک نهادهای حقوق بشری جهانی کارزار “آنها را زنده نشان بدهید” را برای آزادی زندانیان به راه انداختند و با اینکه برادران اقلیموف نیز جزو این محبوسین بودند این “ایل اوغروسی” مشارکتی در این کارزار نکرد و یا زمانی که برادر بزرگتر وی “اوراز اقلیموف” که با استفاده از موقعیت خود در ک.گ.ب تورکمنستان وی را نا پست معاونت وزارت کشاورزی رسانیده بعدها خود در دوران پناهندگی ‌در شهر “یالتا” در تنهایی وفات یافته بود، حتی در مراسم خاکسپاری وی نیز شرکت نکرد. زیرا وی نگران بود که مبادا به تجارت به ظاهر پنهانی با تورکمنستان توسط شرکتهای ساختگی خود در جمهوری بالتیک، بویژه از طریق “ریگا” پاینخت لیتوانی لطمه ای وارد بیاید که هنوز نیز مسلما این بده بستان با اطلاع سازمان امنیت این جمهوری ادامه دارد!

اما، چنین شخصی که حتی به فامیل خود خیانت کرده و شریک جرم در غارت مملکت و از معماران اصلی بنای استبداد و خودکامگی در تورکمنستان است، اگر ذره‌ای از شرافت انسانی و ملی بهره ای برده بود، امروز بعنوان فردی با تاریخ مصرف گذشته، در مقابل مردم خود زانو زده و از آنها طلب بخشش می کرد. ولی، بقول ضرب المثل تورکمنی “دونگوز اؤلسه- ده حور حوری یاتماز” در کمال وقاحت بجای آن، در فضای مجازی ژوزنالیستها و سیاسیون  افشاگر درباره گذشته ننگین خود را تهدید کرده و علنا اعلام می‌دارد که “من از دو چیز متنفرم، یکی ژورنالیستها و دیگری سیاسی ها”! به ویژه که با نام بردن از آقای “آقمئرات گورگنلی” این تنفر مشمئز کننده خود را متوجه ژورنالیست باسابقه و تاریخ نگار نامی از تورکمن صحرا می کند که خود گویای وی از افشاگری ژورنالیستی است که به بسیاری از رذالت و پستی وی  آگاهی داشته و به عنوان تاریخ نگاری مسلط بر تاریخ معاصر تورکمن ها در دو سوی مرز توان سپردن اعمال این گونه افراد به حافظه تاریخی ملت خود و ممانعت از قدرت‌گیری چین کوتوله های سیاسی شیاد در آینده را دارد! از سوی دیگر بیان آشکار این “تنفر” دلالت بر ماهیت ضد دموکراتیک و مخالفت صریح وی با آزادی بیان و دموکراسی دارد که در صورت به ‌قدرت رسیدن می‌تواند رفتاری مشابه با دیکتاتورهای کره شمالی و تورکمنستان و سایر مستبدین حاکم در جهان با ژورنالیست ها و سیاسیون و گردش آزاد اطلاعات داشته و زندان ها را با آنها بعنوان وجدان های آگاه جامعه اختصاص بدهد!

بنابراین باید اذعان کرد که برای انجام ماموریت سه گانه ای که در آغاز برشمرده شد، اجیر کردن مزدوری بنام “ایل اوغروسی” توسط ک.گ.ب تورکمنستان انتخاب دقیقی بوده است. زیرا، هیچ انسان با شرف آزادیخواه و پایبند به دموکراسی و منافع ملی ملت خود انجام چنین ماموریتی را بر عهده نخواهد گرفت.

 

کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن ایران

۳۰ اکتبر ۲۰۲۰

 



تلگرام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *