خانه / بیانیه ها / خیزش دیماه و تورکمنصحرا!

خیزش دیماه و تورکمنصحرا!

خیزش عمومی اخیر برای ولی مطلقه که تاکنون در توهم برقراری آرامشی گورستانی در جامعه بسر برده و با برقراری خودکامگی

فردی دیگر خود را نه نماینده خدا بر روی زمین بلکه خدا را نماینده خود در آسمان می پنداشت، آشکار ساخت که همانند دیگر مستبدان

تاریخ چیزی بیش از سرنگون شونده مفلوکی بیش نیست. لذا، دیکتاتورها معمولا اخرین نفری هستند که به سپری شدن دوران خود پی

برده و تا لحظه سرنگونی در اوهام جاودانگی فرمانروایی خویش به تبهکاری ادامه میدهند. ولی مطلقه نیز به سیاق تمامی مستبدان با

همان توهم شمشیر از رو بست و فرمان به قلع و قمع و جنگ با مردم تحت لوای “مبارزه با توطعه های کشورهای خارجی” داد. اما

در اینجا مساله مورد بحث ما نه ترفندها و شقاوت های نیروهای تحت امر ولی مطلقه در سرکوبی خونین خیزش مسالمت آمیز مردم

بلکه بررسی واکنش تورکمنصحرا به این خیزش و عکس العمل نیروهای امنیتی – نظامی رژیم نسبت به آن است.

******

واقعیت این است که میزان مشارکت تورکمنها در سرآغاز خیزش دیماه تناسبی با میزان تبعیض و ستم همه جانبه وارد آمده بر آنها در

طول چهار دهه و با سابقه رودرویی علنی آن تا حد دفاع مسلحانه از مطالبات هویتی و مالکیت ملی بر سرزمین خود و با ضدیت پنهان

و آشکار آن در امنیتی ترین شرایط و با قد و قواره ظرفیت مبارزاتی آن نداشته است.

هرچند که در شهر گرگان با جمعیت قریب به چهل درصد تورکمن نشین آن تظاهراتی برگزار و صد و پنجاه نفر از انان نیز توسط

گزمه های رژیم دستگیر و در شهر گنبد کاووس تظاهراتی هر چند اندک برگزار گردید. دلایل این به ظاهر انفعال و عدم همراهی فعال

تورکمنها با این خیزش را بنا به تحقیقات تاکنونی ما در دلایل ذیل میتوان خلاصه کرد:

تشدید فضای امنیتی!

در همان روز آغاز خیزش دیماه از شهر مشهد ، نیروهای امنیتی – نظامی رژیم در تورکمنصحرا به حال آماده باش کامل در آمده و

در منطقه جو امنیتی شدیدی را برقرار کردند. آنها با احضار بعضی از سیاسیون سابق زجر کشیده در زندانهای خود و افرادیکه احتمال

تاثیر گزاری انها در پیوستن به این خیزش را میدادند ، تهدید کردند که در صورت مشاهده کوچکترین حرکتی از سوی آنها مشمول ”

بازداشت پیشگیرانه “،) یعنی گروگانگیری و آدم ربایی ( خواهند گردید! نیروهای امنیتی رژیم تنها به خط و نشان کشیدن و اولتیماتوم

دادنها بسنده نکرده و توسط عوامل خود فروخته خود نه تنها منازل و محل تردد این افراد بلکه حتی منازل افراد شناخته شده و تاثیر

گذار در جنبش ملی – دموکراتیک تورکمنها در سالهای اولیه انقلاب که دیگر مدتهاست در مهاجرت ناخواسته بسر میبرند را نیز تحت

نظر گرفتند!

بکارگیری روحانیون سنی خود فروخته!

با آغاز خیزش، نماینده ولی مطلقه در منطقه و “هیات امنای برگزاری نماز جمعه” و ماموران امنیتی و مقامات دولتی رژیم به روحانیون

سنی پروار شده از رانت حکومتی تحت فرمان خود، امر به مذمت این جنبش در مساجد و نماز جمعه ها و در هر مجمعی بطور

هماهنگ در میان تورکمنها دادند. این دسته از روحانیون با استفاده از اعتقادات دینی مردم مطابق دستورالعمل دیکته شده به خود با

نسبت دادن اعتراضات جان بر لب رسیدگان از مظالم حکومت دینی به غرب و عرب و اسرائیل در میان باور مردان دینی اهل سنت

در خنثی سازی مشارکت آنها با ابن جنبش موفق بوده اند!

متاسفانه، جامعه تورکمن در تولید ویا پرورش روحانیون مترقی و ملی گرا چون عثمان آخوند که رهبری مبارزه تورکمنها علیه

رضاخان و یا آخوند ارزانش که بعنوان رهبر ملی – مذهبی تورکمنها یکی از رهبران شناخته شده جنبش ملی – دموکراتیک

تورکمنصحرا علیه حکومت خمینی بوده اند، تا به امروز موفق نبوده است. لذا، از دیگر سو جامعه تورکمن تجربه چگونگی منزوی و

رسواسازی روحانیونی که بدنبال سرکوبی جنبش تورکمنها توسط رژیم اسلامی در همکاری با قاتلان فرزندان آن تماما تا به امروز از

پستان ولی مطلقه فقیه خون مکیده و حتی عمامه خود را نیز مدیون نماینده آن در منطقه هستند، کاملا دارا بوده ودر صورت گسترش

جنبش این تجربه را بکار خواهد گرفت!

تاثیر توهم پراکنی اصلاح طلبان حکومتی!

اصلاح طلبان یا به بیانی دقیق تر استمرارطلبان نظام دینی در ایران با بهره برداری از تضاد و شکاف تاریخی پیرامون با مرکز و با

وعده و وعیدهای فریبنده در رفع تبعیض های فرهنگی و ملی و با سپردن اداره امور منطقه و مناسب دولتی به افراد بومی، توانسته اند

بخشی از ملتهای تحت ستم را فریب و در هر به اصطلاح انتخابات رژیم میلیونها رای از مناطق ملی، من جمله از تورکمنصحرا را

ازان خود سازند. متاسفانه آنها با این ترفند و با یاری عناصر بومی که همیشه جهت رسیدن به منافع حقیر فردی خود منادی مطامع

بیگانه با منافع ملی ملت تورکمن بوده اند، جای پایی برای خود باز و بخشی از مردم را به اصلاح پذیری رژیمی اصلاح ناپذیر متقاعد

و انها را از مشارکت در هرگونه حرکت منجر به تغییر “نظام مقدس” خود مردد و دچار تردید بسازند!

عملکرد سنگین تجارب تلخ گذشته !

مخالفت ملت تورکمن با رژیم اسلامی به قبل از انقلاب با جدا شدن صف تظاهرات ضد شاهی آن از صفوف مذهبیون به دلیل بیگانگی

و ضدیت انها با خواست های ملی – دموکراتیک تورکمنها و بدنبال انقلاب نیز به رای منفی انها به بنیان رژیم اسلامی در رفراندوم

“جمهوری اسلامی، آری یا نه؟” باز میگردد. بدلیل همین پیشگامی در مبارزه با این نیروی قهقرایی بود که نظام اسلامی از بدو استقزار

و در شرایظی که مرکز ایران سرمست از “بهار آزادی” خود بود در پی افزودن فصلی تاریکتر از شاهان به کارنامه خود در

تورکمنصحرا برامد.در مبارزه نابرار نیز سرآمدان نخبگان یک نسل از تورکمنها یا در دو جنگ تحمیلی رژیم یا در ترور و آدم ربایی

های آن و یا در زندانها و میدانهای تیر و شکنجه گاهها و یا در اجبار بخشی از آنها به ترک خانه و دیار خود از بین رفتند. یعنی بهایی

سنگبن برای ملتی که تنها پنج درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهد، نصیب آن از انقلاب داعشیون شیعه چیزی بجز ماتم و فلاکت

با سرزمینی تاراج و غارت شده نبوده است.

این تجربه خونین به این ملت آموخته است که در مبارزه خود نه پیشگامی بلکه بصورت همراهی با جنبش ها بعنوان جزیی از کل بپا

خیزد و تا آن موقع با هر تلاطمی در مرکز با حفظ احتیاط و بدور از احساسات دست به عصا راه برود!

بویژه بعضی از شعارهایی که در این خیزش در کنار شعارهای اصولی و استراتژیک انعکاس یافتند در ضدیت مستقیم با منافع ملی

تورکمنها و دیگر ملتهای تحت ستم در ایران بوده است. بطور مثال شعار طرفداری از بازگشت سلطنت در بعضی شهرها بوده که

بیانگر فراتر نرفتن ذهنیت بخشی از ملت غالب هنوز از رژیم گذشته سلطنتی و یا در حال گذار فقاهتی که یکی بنیانگذار ستم ملی بر

اقلیتهای اتنیکی در معنای نوین آن در ایران و دیگری ادامه دهنده و تشدید کننده آن میباشند. یا شعار “جمهوری ایرانی” خواست نامفهوم

دیگری بود که روشنفکران ملتهای تحت ستم را پیرامون نیت طراحان آن به تردید و تفکر وا میدارد.زیرا مدتهاست که کلمه “ایران” به

اسم مستعاری برای ملت فارس تبدیل شده و مفهوم اصلی آن دیگر از این نام مستفاد نمیگردد! درصورتیکه اگر این شعار بصورت

“جمهوری فدرال” و یا “جمهوری دموکراتیک” طرح میگردید مسلما تظاهرات دیماه از حمایت و مشارکت بیشتر ملتهای تحت ستم که

هفتاد درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند برخوردار میگردید. ما در مورد این شعارها و شعارهای مشابه دیگر و درباره الترناتیو

رژیم اسلامی در مبحثی جداگانه نظرات خود را اعلام خواهیم داشت.

دیگر دوران ایجاد حکومت های عمودی با اتکا به ناسیونالیزم محافظه کارانه بدون ملت که از یک فرد آغاز و به تنها یک قوم یا ملیت

ختم میگردد سپری گشته و حداقل یک قرن است که ملتهای تحت ستم جهت برقراری حکومتی افقی و دموکراتیک با مشارکت مستقیم

خود در سرنوشت خویش مبارزه میکنند. بنابراین طرح اینگونه شعارها که تمایلات باستان پرستانه و سلطه گرانه قومی هستند نمیتواند

جاذبه ایی در پیوند دادن جنبش مرکز با پیرامون باشد.

کانون فرهنگی – سیاسی خلق تورکمن

۱۲ / ۰۲ / ۲۰۱۸__



تلگرام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *