خانه / بیانیه ها / زابلی های مهاجر از ارتکاب پلشتی های بیشمار تا حمله مسلحانه به تورکمنها!

زابلی های مهاجر از ارتکاب پلشتی های بیشمار تا حمله مسلحانه به تورکمنها!

زابلی های مهاجر و مهاجم بدنبال تسلط رژیم اسلامی بر منطقه، با سازماندهی و هدایت ارگانهای امنیتی رژیم بنابه اهداف امنیتی و سیاسی و ضد ملی انها، چون مور و ملخ به منطقه گسیل شده بودند. انها از حداکثر امکانات حکومتی برخوردار و جوانان انها در نیروهای امنیتی و انتظامی و بعنوان بازجو شکنجه گر در نیروهای امنیتی وانتظامی بکار گرفته شدند و بسیاری از انها نیز با سلاح سازمانی سپاه مسلح گردیدند. به یمن این حمایتهای بیدریغ حکومتی و با پشتوانه ارتقای عناصری از انها تا بالاترین رده نیروهای امنیتی و سپاه قدس رژیم در منطقه، از ارتکاب هیچگونه تعدی به مالکیت و حقوق ساکنان اصلی و بومی تورکمنصحرا، از غصب بهترین اراضی تورکمنها تا آلوده ساختن وسیع فرزندان انها به اعتیاد ، راهزنی و گروگان گیری و …. ابائی بخود راه ندادند! اما، دیگر با گذر از تمامی مرزهای قباحت و شرارت در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه برابر با ۲۸-ام اوریل، اوباشانی از روستای زابلی نشین “اتحاد” واقع در بین سد وشمگیر و روستای “یولمه سالیان” که زادگاه زنده یاد توماج از رهبران ملی تورکمنها میباشد، اقدام به حمله مسلحانه به تورکمنهای غیر مسلح و صلح طلب این روستا که جرمی بغیر پذیرش این مهمانان ناخوانده در سرزمین خود نداشتند، کرده اند!

ماوقع کشتار و وحشت آفرینی زابلیها در “یولمه سالیان”!

در تاریخ یاد شده اوباشانی از روستای زابلی نشین با نام بی مسمای “اتحاد” به روستای “یولمه سالیان” تورکمن نشین هجوم اورده و اقدام به برهم زدن آرامش روستا و به اذیت و آزار مردم و به مانور و عربده کشی در کوچه پس کوچه های روستای مذکور می پردازند. سر دسته این اوباشان پسران فردی معروف به “اکبر پرونده” بودند که خود وی بعلت شرارت و اوباشگری ده ها پرونده در دادگاه داشته و بهمین علت نیز در بین مردم ملقب به “پرونده” شده است. اما، این فرد با توجه به روابط خاص خود با ارگانهای امنیتی و فرماندهان زابلی سپاه قدس تاکنون از هرگونه مجازاتی گریخته و با ازدواج با سه زن زابلی دارای پسران زیادی استکه همه انها را همانند خود شر و بی سروپا و ضد تورکمن ببار اورده است!

اما، جوانان “یولمه سالیان” ضمن ممانعت از مزاحمت و تخریب روستا توسط این اوباشان انها را تا روستای “اتحاد” از روستای خود بیرون میرانند. ولی بهنگام بازگشت موتور جوانی نوزده ساله بنام “علی قاراباش” دچار نقص فنی شده و وی جهت تعمیر ان از همراهان خود باز میماند. تبهکاران زابلی که متوجه تنها ماندن وی میگردند، با دستگیری این جوان وی را بقصد کشت بصورتی وحشیانه حتی تمامی دندانهای وی را با ضربات چکش خرد کرده و او را با دست و پایی شکسته و با بدنی خونین و مجروح بحالتی نیمه جان رها میسازند. انها به این سبعیت نیز اکتفا نکرده برای بدام انداختن والدین این جوان به پدر وی از طریق تلفن اطلاع میدهند که برای بردن جوان نیمه جان خود به روستای “اتحاد” بیایند! پدر “علی قاراباش” نیز بعد از مشورت با اعضای شورای شهر روستایی “یولمه سالیان” همرا با خانم خود به روستای “اتحاد” میروند. اما، جانیان زابلی بجای تحویل جسد نیمه جان فرزندشان به خود انها نیز حمله ور شده و پدر وی بنام “کاکا قاراباش” بعد از شلیک مستقیم گلوله مجروح و به گروگان گرفته شده و با ضرب و شتم و با تنی مجروح وی را به سبک شکنجه گران حرفه ای وزارت اطلاعات سپاه مورد شکنجه و بازجویی قرار داده و با فیلمبرداری از عمل شنیع خود این ویدید را جهت ارعاب تورکمنها در فضای مجازی پخش میکنند (ویدیوی زیر)! این جلادان دین خوی به اقدام دد منشانه خود قناعت نکرده و خودرو قربانی خود را نیز با چماق، تبر و شلیک گلوله به اهن پاره ایی تبدیل میکنند.

برنامه تلویزیونی در مورد پنیر صباح ابراهیمی زابلی

ریش سفیدان و معتمدین در روستای “یولمه سالیان” بهمراه تعدادی از جوانان برای گفتگو و نجات گروگانهای در حال مرگ خود رهسپار روستای “اتحاد” میشوند ولی، در نزدیکی این روستا این افراد نیز توسط زابلی های مسلح به گلوله بسته میشوند و در نتیجه تا بیست و دو نفر از تورکمنهای غیر مسلح مجروح شده و بیست دستگاه از موتورسیکلتهای برجای مانده انها نیز به آتش کشیده میشود و حتی فرمانده پاسگاه و رئیس حلال احمر نیز در این تیر اندازی مجروح میشوند! متاسفانه در این کشتار تورکمنها توسط زابلیها، فردی بنام “تاج محمد قاراباش” زخمی عمیق با سلاح جنگی بر میدارد و بعد از انتقال به بیمارستان گروگان با عدم اعلام درگذشت وی تا دو روز ماموران امنیتی رژیم با انتقال جسد وی به “یولمه سالیان” و با دادن اجازه ایی پانزده دقیقه ایی به خانواده او برای آخرین دیداروی سعی در بخاکسپاری عجولانه اورا میکنند که با هجوم مردم به آرامگاه این ترفند بهم خورده و مردم مراسم تشییع درخور وی را بجا میاورند و آرامگاه او بعنوان سند جنایت زابلی ها مهاجرو مهاجم برای همیشه در قلب صحرا ماندگار شد!

در این ماجرا همبستگی اییکه از جای جای تورکمنصحرا در فضای مجازی و حقیقی با اهالی روستای “یولمه سالیان” و با قربانیان این جنایت بعمل اورده شده و اتحاد ملی انها در مقابله با این جانیان که سالها با نفرت پراکنی و جنایت و تبهکاری جان مردم منطقه را به لب رسانیده بودند، موجب هراس و سراسیمگی رژیم اسلامی گشته است. رژیم در مقابل با این اتحاد ملی و برای حمایت از جانیان زابلی که انها را سالها در جهت اهداف ضد ملی خود در تورکمنصحرا بکارگرفته است علاوه بر اعزام “نیروی ویژه” سرکوب خود از مرکز استان و مراکز دیگر استانهای همجوار نیز یاری گرفته و حکومت نظامی اعلان نشده ای را در منطقه در گیری و مناطق همجوار ان برقرار ساخته اند. رژیم حامی زابلیها جهت فروکش ساختن خشم و نفرت تورکمنها، چند نفر را نیز بعنوان مسببین اصلی این جنایت هولناک از میان زابلیها بازداشت کرده که مسلما از این “مسببان” تعدادی نیز از جوانان تورکمن جهت زهر چشم گرفتن از ملت تورکمن خواهند بود.

از فرمانده کل سپاه در گلستان و دیگر مقامات رژیم و حتی “حجت الاسلام دیلم” رئیس دفتر نمایندگی ولی مطلقه در امور اهل سنت و یا عضوی از اطلاعات سپاه کردستان که سنی مذهب و خود را طرفدار تورکمنها معرفی کرده است در مراسم ترحیم زنده یاد “تاج محمد قاراباش” شرکت کرده و قول “جواب قصاص با قصاص است” میدهند. انها مردم را به آرامش تشویق کرده به خانواده مقتول توصیه میکنند که “نباید وکیل بگیرد خود دولت پشت این قضیه هست” در عین حال رژیم “صب گوشی” روستاییان “یولمه سالیان” را تحت کنترل وزارت اطلاعات قرار داده است. تمامی انها بهمراه اندسته آخوندهای تورکمن که تاکنون از پستان ولی مطلقه شیعه رانت میمکند، سعی در شخصی جلوه دادن این جنایت علیه تورکمنها را داشته و وانمود میکنند که این تراژدی “به هیچ عنوان جنبه قومی و مذهبی نداشته” است. اما، جوانان تورکمن نیز در فضای مجازی دو هفته به رژیم مهلت داده انداگر تمامی مجرمان زابلی دستگیر نشوند کل روستای “اتحاد” را به آتش خواهند کشید!

 

اما مسأله تورکمنها با این عقب مانده ترین قوم از ملت فارس بنام زابلی که رژیم شوونیستی ایران انها را بر حیات سیاسی و امنیتی، اجتماعی و اقتصادی انها مسلط ساخته است، از به آتش کشیدن یک روستا، بویژه از قصاص یک فرد جانی که خود این شیوه آدم کشی انتقام جویانه با مذهب و فرهنگ ملی تورکمنها بیگانه است، فراتر میرود. و باید:

اولأ، تمامی روستاهای زابلی نشین که بدنبال تسلط خونین رژیم بر تورکمنصحرا قارچ گونه در منطقه روئیده اند برچیده شوند.

ثانیأ، مهاجرت سیل گونه زابلیها از سیستان و بلوچستان متوقف گردد.

ثالثأ، اراضی ایکه توسط بنیادهای گوناگون رژیم از تورکمنها غصب و بیشترین و حاصلخیزترین بخش ان به زابلیهای مهاجرت داده شده خود رژیم در منطقه واگذار شده است باید به صاحبان اصلی ان یعنی به تورکمنها باز پس داده شود.

رابعأ، ارگانهای امنیتی-نظامی و انتظامی در تورکمنصحرا از وجود زابلیها، پاکسازی بشوند.زیرا این ارگانها که دیگر زابلیها انها را از راس تا بدنه اشباع کرده اند، خود به مخل آسایش و امنیت منطقه مبدل شده اند. این ارگانها دیگر خود سازماندهی و قاچاق مواد مخدر از سیستان و توزیع ان در تورکمنصحرا را برعهده دارندو حامیان اصلی اوباشان زابلی و غاصبان اراضی تورکمنصحرا میباشند.

 

خامسأ، تمامی زابلیها باید خلع سلاح شده و تسلیح انها توسط ارگانهای امنیتی و سرکوب رژیم متوقف گردد.
کانون فرهنگی-سیاسی تورکمن، تورکمنها و حتی ساکنان شهرها و روستاهای فارس نشین منطقه را که زابلیهای مهاجم حتی به مخل آسایش و امنیت انها نیز تبدیل شده اند،فرا میخواند که در یک اقدام جمعی این قوم مهاجم را تحریم و بایکوت کرده و از هرگونه رابطه و معامله و بده بستان و فروش زمین شهری و زراعی به انها خودداری ورزند تا انها مجبور به بازگشت به ان جهنمی که رژیم در سیستان برای انها فراهم اورده است، گردند! انها مدتهاست که برای مردم منطقه ثابت کرده اند که لیاقت زندگی آرام و مسالمت آمیز در تورکمنصحرایی که انها را پذیرفته و از موهبات خود برخوردار ساخته است را ندارند!

کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

۱۲.۰۲.۱۴۰۱

 



تلگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.