خانه / مسائل ملی / جرگلان،منطقه ای فراموش و تجزیه شده از تورکمنصحرا!

جرگلان،منطقه ای فراموش و تجزیه شده از تورکمنصحرا!

فرش دو روی ابریشمی بعنوان گل سرسبد صادرات ایران تنها در یک منطقه از کشور تولید شده و بعنوان نفیس ترین اثر هنری مزین کننده کاخ ها و خانه ثروتمندان در جهان مشتاقان زیادی را دارا می باشد.

تیز پاترین، زیبا ترین و اصیل ترین اسب در ایران که میادین اسب دوانی را به تسخیر خود در می اورند، توسط مردان این زنان هنرمند که مولد کم نظیر ترین قالی در جهان هستند، پرورش داده میشوند!

با این وجود کمتر کسی نه تنها در جهان بلکه در خود ایران نیز نام این منطقه را می شناسد ونه کمترین اگاهی از زندگی نکبت بار این دستهای هنرمند و این استادان پرورش اصیل ترین اسب در ایران دارد. این منطقه فراموش شده و تجزیه شده از تن تورکمنصحرا و ضمیمه شده به استان من دراوردی “خراسان شمالی” در منتهی الیه این استان و هم مرز با جمهوری تورکمنستان در شهرستانی تحت عنوان “راز و جرگلان” قرار دارد. مرکز “بخش جرگلان” نیز نه یک شهر بلکه روستایی بنام “یکه سعود پایین” استکه صحیح ان “یکه سوود” به معنای تک درخت سرو و نه به معنای مسخره “سعود تنها” میباشد!

با تقسیم بندی جغرافیایی نامربوط به ریشه های اتنیکی و فرهنگی مناطق ملی در ایران از یکسو، تورکمنصحرا بعنوان سرزمین واحد تورکمنها در ایران مابین سه استان مازندران، گلستان و خراسان شمالی تقسیم و منطقه جرگلان نیز به استان خراسان شمالی ضمیمه شده است. از سویی دیگر عدم طرح داده های اتنیکی در پرسشهای اماری سرشماری و مجاز نبودن پژوهشهای مستقل در مورد نسبت جمعیتی مناطق ملی در کشور نمیتوان اماری دقیق از تعداد نفوس ان ذکر نمود.

حکومتهای مرکزی در ایران هیچگاه تنها به تجزیه مناطق ملی و قطعه قطعه کردن سرزمین و جمعیت این مناطق بسنده نکرده و به مناطق تجزیه شده از سرزمین مادری انها نیز بعنوان “مستعمرات داخلی” مرکز می نگرند.

بنابراین در غارت و چپاول و در بی حقوقی کامل این مناطق نیز همانند سرزمین مادری انها ابایی بخود راه نمی دهند و یکی از نمونه های بارز و دردناک ان نیز منطقه جرگلان استکه بغیر از تولیدات کم نظیر فوق،بر اساس پژوهشهای باستانشناسی اولیه، از دوره پیش از تاریخ (هزاره سوم قبل از میلاد) از نقاط مسکونی فلات ایران بوده است. از اثار مهم تاریخی فراموش و متروک شده ان نیز ارگ تاریخی “الما دوشن” و ” تپه ارگ بالا” متعلق به دوران اشکانیان میباشد. مجموعه این اثار باستانی و دیگر اثار ارزشمند تاریخی پراکنده که بیانگر هویت و مالکیت ملی تورکمنها در این منطقه میباشند بجای حراست و ثبت انها بعنوان میراث فرهنگی و اشنا ساختن مردم دیگر مناطق ایران و جهان با انها جهت جذب توریسم، همه ساله توسط صدها هزار رأس دام غیر بومیانیکه توسط سپاه پاسداران اسکورت مسلحانه گشته و به مراتع این منطقه جهت ییلاق هجوم می اورند، لگدمال و تخریب شده و بعد از چندین ماه اطراق در این منطقه در پشت سر خود بیابانی بی اب و علف را تا سالی دیگر باقی میگذارند!

منطقه جرگلان برای ساتراپهای وارداتی رژیم به استان خراسان شمالی حکم بچه ای سر راهی و نا خواسته ای را دارد که در عین غارت و سلب هویت ان از طرق گوناگون، همه چیز را باید از ان دریغ بکنند. سد “چندیر” که همانند دیگر سد سازی های بی رویه و فله ای رژیم بر روی رودخانه اترک بنا شده است نه تنها بهره ایی برای جرگلانی ها ندارد بلکه بسیاری از روستاهای ان بهمراه خود جرگلان با مشکل بزرگ اب شرب مواجه بوده و بسیاری از روستاهای اطراف ان هنوز نیز از اب لوله کشی بی بهره هستند.

از لحاظ درمان و بهداشت نیز بغیر از یک درمانگاه کوچک در کل جرگلان هیچ درمانگاه و زایشگاهی وجود نداشته و تنها درمانگاه موجود نیز فاقد دکتر متخصص بوده و محوطه ان به محلی برای اسطبل مبدل شده است. در منطقه جرگلان برای مجموعه روستاهای ان تنها یک خانه بهداشت محقرانه ای وجود دارد و از دندانپزشکی و امثال ان نیز خبری نیست!

در یک کلام فقر وفلاکت از در ودیوار فرسوده جرگلان میریزد و بیکاری و اعتیاد در ان بیداد کرده و بر صادرات قالی های ابریشمی دوروی زیبای ان مهاجرین جویای کار و صدور بهترین سیس ها (مربیان) اسب به مرکز افزوده شده است! راههای هرچند سابقا فرسوده  مواصلاتی جرگلان نیز با روستاها و شهرهای همجوار بعد از سیل اخیر از حیث انتفاع خارج شده و با رها شدن انها توسط مسئولین مربوطه به حال خود، ارتباط جرگلان با دنیای خارج از خود با مشکلات زیادی روبرو شده است. قطع مداوم برق در این منطقه به مساله ایی عادی مبدل شده و تیرهای انتقال ان انقدر فرسوده هستند که یک نسیم صبحگاهی نیز منجر به قطع برق میگردند. دام های دامپروران این منطقه که معیشت اصلی مردم را تشکیل میدهند در جریان سیل اخیر تلفات و خسارات زیادی را متحمل شده اند، اما برای احیای دامپروری در این منطقه نه حق بیمه ایی به دامپروران تعلق گرفته و نه وامی سهل الوصول به انها داده میشود!

حکایت جرگلان بعنوان منطقه ایی تجزیه شده از تورکمنصحرا هرچند حکایتی جدا از خود ان نیست، اما در ان زندگی متوقف و غیر قابل تحمل شده ست. طبیعی استکه از غارتگران و به فلاکت کشندگان جرگلان و کل تورکمنصحرا نمیتوان امیدی برای اندکی توجه به وضعیت ساکنان ان و به ابادانی این منطقه داشته و انتظار رفع تبعیض ملی و ارتقای انسان تورکمن به سطح انسانهای درجه یک و برابر حقوق با ملت حاکم شده بر کشور را از انها داشت. رهایی ملی از این همه حقارت و ذلت، فقر و فلاکت و بی حقوقی ملی وشهروندی، ادامه مبارزه با عاملان تبهکار ان و مشارکت در بر پایی ایرانی ازاد و دمکراتیک، فدرالی و لاییک و تلاش برای احیای سرزمین ملی و واحد ملت تورکمن به پهنای جغرافیای تاریخی، فرهنگی و زبانی ان است!

کانون فرهنگی – سیاسی خلق تورکمن

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تلگرام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *